دیشب قسمت اول سریال قهوه تلخ را نه یکبار بلکه دوبار دیدم و لذت بردم.
قهوه تلخ روایت تلخی است از ناآگاهی مردم ایران نسبت به تاریخ سرزمینشان، نا آگاهیی که با دروغ پردازی ها و فرومایه گیهای افراد مسوول در پست های کلیدی فرهنگی این مملکت، رفته رفته به جهل مرکبی تبدیل شده است و کار را بدانجا رسانده که حقیقت گویی آگاهان نیز باعث تمسخر و سبک انگاری عوام می گردد.
قهوه تلخ، تلخی جهالت مردم را آمیخته به طنزی طنَاز به روایت تصویر می کشد، روایتی که در آن، با گوشه و کنایه های خاص و ظریف؛ خاطره مهین پرستی را به امید بیداری از خواب غفلت تلنگر می زند. جای که آریو برزن، سردار ایرانی را "مردی واقعی" می خواند. یا حادثه 28 مرداد را یاد آور خاطر بینندگان می شود. همه و همه از ظرافت کار نویسندگان و کاردانی کارگردانی چون مهران مدیری حکایت دارد.
تصنیف ابتدای سریال در ظلمات کودتای انتخابات 88، یادآور شب های مهتابی این سرزمین است. که با امید به دیدار یار و گفتگوی عاشقانه با محبوب سیه مو و سیه خال زمینی ، نشاط مرده در دل مردم را در شرایطی زنده می کند که حکایت گشت های ارشاد و ستادهای امر به معروف نهی از منکر رژیم دلخوشی را از دل مردمان ایران به یغما برده است.
قهوه تلخ و مجوز نشر آن در شرایط کنونی سیاسی ایران، شاید اشتباهی باشد ازجانب کودتاچیان و یا شاید لطفی باشد از جانب ایزد یکتا برای ایرانیان یکتا پرست. که در این طوفان پراکندگی و تفرقه، به دنبال همبستگی و اتحاد می باشند، و اکنون به بهانه این سریال و با حمایت از آن، این همبستگی را دوباره تجربه می کنند که اگرچه این همبستگی منافع مالی دست اندر کاران سریال را به همراه خواهد داشت، ولی این سود؛ گوارای وجودشان باد، که پاداش بیداری مردم ایران ارزشی به مراتب افزونتر و فراتر از فروش این سریال را شایسته است.
تنها چیزی که در قهوه تلخ تا به این لحظه مرا آزار می دهد تبلغ های تجاری ابتدای هر CD می باشد. که با وجود پرداخت هزینه برای خرید و تماشای CD کمی آزار دهنده و نابجا نمود می کند. ولی به دلیل ریسک بالای طرح تا حدی قابل توجیه می باشد، که البته به لطف تکنولوژی CD Player ها می توان از روی آنها با دور تند گذشت.
در پایان امیدوارم تا با پشتیبانی همگانی از این سریال نه تنها حقوق تولید کنندگان آن را پاس بداریم، بلکه همه با هم به صدا و سیمای دروغپرداز غیر ملی رژیم کودتا ناز شصتی آهنین نشان دهیم تا همگان بدانند که خواست و اراده از آن مردم ایران است و نه آخوند و ولایت وقیح.
قهوه تلخ روایت تلخی است از ناآگاهی مردم ایران نسبت به تاریخ سرزمینشان، نا آگاهیی که با دروغ پردازی ها و فرومایه گیهای افراد مسوول در پست های کلیدی فرهنگی این مملکت، رفته رفته به جهل مرکبی تبدیل شده است و کار را بدانجا رسانده که حقیقت گویی آگاهان نیز باعث تمسخر و سبک انگاری عوام می گردد.
قهوه تلخ، تلخی جهالت مردم را آمیخته به طنزی طنَاز به روایت تصویر می کشد، روایتی که در آن، با گوشه و کنایه های خاص و ظریف؛ خاطره مهین پرستی را به امید بیداری از خواب غفلت تلنگر می زند. جای که آریو برزن، سردار ایرانی را "مردی واقعی" می خواند. یا حادثه 28 مرداد را یاد آور خاطر بینندگان می شود. همه و همه از ظرافت کار نویسندگان و کاردانی کارگردانی چون مهران مدیری حکایت دارد.
تصنیف ابتدای سریال در ظلمات کودتای انتخابات 88، یادآور شب های مهتابی این سرزمین است. که با امید به دیدار یار و گفتگوی عاشقانه با محبوب سیه مو و سیه خال زمینی ، نشاط مرده در دل مردم را در شرایطی زنده می کند که حکایت گشت های ارشاد و ستادهای امر به معروف نهی از منکر رژیم دلخوشی را از دل مردمان ایران به یغما برده است.
قهوه تلخ و مجوز نشر آن در شرایط کنونی سیاسی ایران، شاید اشتباهی باشد ازجانب کودتاچیان و یا شاید لطفی باشد از جانب ایزد یکتا برای ایرانیان یکتا پرست. که در این طوفان پراکندگی و تفرقه، به دنبال همبستگی و اتحاد می باشند، و اکنون به بهانه این سریال و با حمایت از آن، این همبستگی را دوباره تجربه می کنند که اگرچه این همبستگی منافع مالی دست اندر کاران سریال را به همراه خواهد داشت، ولی این سود؛ گوارای وجودشان باد، که پاداش بیداری مردم ایران ارزشی به مراتب افزونتر و فراتر از فروش این سریال را شایسته است.
تنها چیزی که در قهوه تلخ تا به این لحظه مرا آزار می دهد تبلغ های تجاری ابتدای هر CD می باشد. که با وجود پرداخت هزینه برای خرید و تماشای CD کمی آزار دهنده و نابجا نمود می کند. ولی به دلیل ریسک بالای طرح تا حدی قابل توجیه می باشد، که البته به لطف تکنولوژی CD Player ها می توان از روی آنها با دور تند گذشت.
در پایان امیدوارم تا با پشتیبانی همگانی از این سریال نه تنها حقوق تولید کنندگان آن را پاس بداریم، بلکه همه با هم به صدا و سیمای دروغپرداز غیر ملی رژیم کودتا ناز شصتی آهنین نشان دهیم تا همگان بدانند که خواست و اراده از آن مردم ایران است و نه آخوند و ولایت وقیح.
مرسی ، خیلی کوتاه و گزیده بود و قابل تامل
پاسخ دادنحذفكاملا موافقم
پاسخ دادنحذف